تلاش برای شهرستان کردن و جداسازی بخش دابودشت و تجزیه آمل خیانتی آشکار به آمل و مردم دابودشت و دشت سر

چندی پیش خبری با مضمون زیر در خروجی سایت های خبری همچون خبرگزاری مهر و فارس قرار گرفت و برخی خبرگزاری های استانی هم به آن دامن زدند.

"معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مازندران گفت: طاهایی استاندار مازندران تاکید کرد که روند شهرستان شدن دابودشت را دنبال کنیم و طی روزهای آینده روند شهرستان شدن این منطقه پیگیری می‌شود."

هادی ابراهیمی، معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران که شامگاه جمعه در آیین افتتاح بخش دشت‌سر به عنوان پنجمین بخش شهرستان آمل حاضر شد، گفت: "با توجه به جمعیت 120 هزار نفری بخش دابودشت آمل، استاندار مازندران تاکید کرد به مردم این منطقه اعلام شود که روند شهرستان شدن دابودشت مازندران را دنبال می‌کنیم. ابراهیمی با تاکید بر اینکه خواسته مردم و مسئولان در این منطقه با جدیت تمام پیگیری می‌شود، اذعان داشت: من به مردم قول می‌دهم در روزهای آینده روند شهرستان شدن این منطقه را از سوی استانداری پیگیری کنم، زیرا جمعیت بالا و ظرفیت فوق‌العاده این منطقه برای ارتقا به شهرستانی با چند بخش آماده و مهیا است." ایشان همچنین از ایجاد بخش ها و شهرستان های جدید دیگر در استان مازندران ابراز خوشنودی نمودند و عنوان کردند : "اراده ما این است تا در هر منطقه‌ای که ظرفیت موجود است، تبدیل به بخش یا شهرستان را داشته باشیم و در این راه نیز با تمام وجود خواسته‌های مردم را دنبال می‌کنیم." همچنین عزت الله یوسفیان ملا نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی گفتند: "در تلاش برای ارتقای یکی از بخش‌های پرجمعیت آمل به شهرستانی مستقل هستیم که البته این مسئله را در مازندران نیز دنبال می‌کنیم." !!!!

در ابتدا و قبل از اینکه حرف دل مردم آمل را بزنیم، تحلیلی منطقی داشته باشیم به این حرکت مشکوک و ببینیم آیا این کار سودی به حال مردم دارد یا توجیه اقتصادی برای این کار وجود دارد و اینکه آیا هیچ گونه کار کارشناسی شده ای در این مورد انجام شده است؟ و آیا اصلا این مورد خواسته مردم آن منطقه است یا اینکه یک عده قصد تفرقه افکنی بین امت مسلمان را دارند؟

اول : ارتقا مناطق مختلف شهری به شهرستان زمانی لازم و ضروری است که فاصله روستاها و بخش ها از مرکز شهرستان زیاد باشد و مردم در انجام کارهای اداری دچار مشکل شوند و به عبارتی بیارزد که هزینه اضافه ای انجام و شهرستان جدیدی ایجاد شود. در مازندران که با کمتر از نیم ساعت رانندگی می توان به مرکز شهرستان دسترسی داشت، چه نیازی به ایجاد شهرستان جدید می باشد؟ حال آنکه در مورد منطقه دابودشت با ده دقیقه رانندگی می توان به مرکز شهرستان و مناطق اداری رسید و کار اداری را انجام داد و اصلا مگر چقدر نیاز به رجوع به ادارات کل شهرستان است؟

دوم : همانطور که می دانیم شهرستان آمل و در راس آن منطقه دابودشت بزرگترین قطب کشت برنج کشور می باشد و حالا سوال اینجاست که مسئولین استان مازندران چه هدفی را از تخریب زمین های حاصل خیز کشاورزی در این منطقه دنبال می کنند؟ شما تصور کنید با این حجم از شهرستان کردن مناطق کشاورزی در مازندران چه مقدار از زمین های حاصلخیز کشور نابود شده و به جای آن خیابان ها و اداره جات و امکانات جدید ایجاد میشود و همانطور که شما با شهر کردن این مناطق، زمین های کشاورزی را نابود می کنید، به دنبال آن فرهنگ مردم منطقه را هم نابود می کنید و دیگر آن روستایی زحمت کش که حالا شهرنشین شد، به دنبال کشت در زمین کشاورزی خود نمی رود، چراکه با شهرستان شدن قیمت زمین ها بالا رفته و آن کشاورز زحمت کش با یک حساب سرانگشتی ساده به این نتیجه می رسد که دیگر نمی ارزد به کشاورزی بپردازد.(همچنان که در حال حاضر وضعیت برای کشاورزان خیلی هم عالی نیست و سود دسترنجشان را دلال ها می برند) در نتیجه خواهیم دید که تولید غذا در کشور کم می شود و کشوری هم که نتواند غذای مردم خود را تامین کند، آسیب پذیرترین کشور می شود. بنابراین خیلی هم نباید از این مسئله خوشحال باشید و از ایجاد بخش ها و شهرستان های جدید دیگر در استان مازندران ابراز خوشنودی نمایید.!!

سوم : آیا فکر هزینه زیاد ایجاد اداره جات و موارد مورد نیاز برای شهرستان کردن آن منطقه شده است؟ آیا بهتر نیست بجای این کار اشتباه و هزینه اضافی بیاییم به امکانات کشاورزی آن منطقه سر و سامان بدهیم؟ مردم شهرستان آمل سال هاست درخواست ایجاد دانشگاه جامع دولتی و همچنین امکانات فرودگاهی در این شهرستان را دارند و شما به این خواسته مردم آمل توجه نمی کنید و مخصوصا رفتید پی تجزیه کردن شهرستان آمل و همان چیزی که مردم هیچکدام از مناطق پنج گانه آمل بزرگ نمی خواهند. البته شاید برخی از مسئولین شهرستانی و استانی به هر نوعی منفعت خود را در این کار دنبال می کنند که می خواهند پیگیر این مورد شوند.

چهارم : بنده در عجبم که چرا با توجه به اینکه مردم بندپی بابل و یا امیرکلا بابل سالهاست پیگیر و دنبال شهرستان شدن منطقه خود هستند خواسته های بجایشان به شدت سرکوب شده و حقشان نادیده گرفته می شود، در حالیکه می آیید در آمل و قول می دهید در طول چند روز یک شهرستان جدید ایجاد کنید!! ما نمی دانیم چه در پس سیاست استان و شهرستان می گذرد که برخی مسئولین شهرستان و استان، با سوء استفاده از سکوت و بی خبری مردم ما دست به چنین خیانت آشکاری می زنند. آری بنده در این مورد با شما موافقم که هر یک از مناطق آمل به تنهایی ظرفیت فوق العاده ای دارند، به گونه ای که حتی آمل با نیمی از صنعت استان مازندران به تنهایی ظرفیت ارتقا به یک استان را هم دارد. اما این دلیل بر تجزیه طلبی و جدایی نیست.

حالا بنده چند خطی را با مسئولین مربوطه حرف دارم که شاید حرف دل خیلی از هم شهری های عزیز دابودشتیمان هم باشد. آقای هادی ابراهیمی حرف از خواسته مردم و مسئولان در این مورد زدید!! بنده تا آنجایی که خبر دارم و اخبار شهرستان را دنبال می کنم، هیچگونه موردی در این زمینه اعلام نشده که مردم شریف و همشهریان دابودشتیمان درخواست جدایی و استقلال داشته باشند، از چند نفر از دوستان و فعالین دابودشتی هم در این مورد سوال کردم، اظهار بی اطلاعی کردند و متعجبانه برآشفتند که دابودشت یعنی آمل و جدایی دابودشت از آمل امکان پذیر نمی باشد و اینکه هر دابودشتی به آملی بودن خود افتخار می کند و نمی خواهند با جدایی از آمل، این افتخار را از دست دهند. همچنین گفتید خواسته مسئولان این منطقه هم هست، لذا از شما درخواست دارم تا نام این مسئولین عزیز و خدمتکار را به دفاتر نشریات و مطبوعات کاغذی و مجازی شهرستان آمل ارسال نمایید تا مردم شریف شهرستان هزارسنگر آمل و خصوصا مردم دابودشت، این مسئولین و یا بعبارتی بهتر است بگویم خائنین به آمل بزرگ را بشناسند. لذا مردم منطقه از مسئولین خدومی همچون شما انتظار دلسوزی برای دابودشت را ندارند و به قول معروف "از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید."

همچنین جناب آقای عزت الله یوسفیان هم بداند که در صورت جدایی دابودشت از آمارد زمین ما، دیگر جایی بین مردم آمل نخواهد داشت، همانطور که مسئولین گذشته بخاطر آن خیانت بزرگ و جدایی چمستان و نور و محمودآباد از آمل مورد نفرت مردم آمل قرار گرفتند. بنابراین بهتر است ایشان بجای پیگیری شهرستان کردن بخش زیبا و تجزیه قطب برنج کشور و جداسازی دابودشت زیبا از آمل بزرگ به همان طرح متروی تهران آمل بپردازند که در دوره انتخابات وعده داده بودند و لازم است گزارش کاری از این طرح بزرگ به نشریات و مطبوعات شهرستان بدهند تا مردم شریف آمل و مازندران از مراحل پیشرفت این طرح باخبر شوند!!. همچنین لازم است یادآوری کنم که جناب آقای یوسفیان در دوران انتخابات مجلس نهم به مردم آمل قول داده بودند که تا زمانی که هستند اجازه نمی دهند حتی یک وجب از آمل جدا شود و ما مردم آمل امروز از ایشان می خواهیم که حداقل به این وعده و گفته خود عمل کند.

تلاش برای جداسازی بخش دابودشت و تجزیه آمل بزرگ، خیانتی آشکار به آمل و مردم دشت سر و دابودشت می باشد. آمل یعنی لاریجان، دابودشت، لیتکوه، امام زاده عبدالله، دشت سر و دیگر مناطق، و تجزیه آمل بیش از این مقدار دیگر قابل تحمل مردم آمل نمی باشد، و مردمِ هر یک از بخش های پنج گانه شهرستان آمل بزرگ افتخارشان این است که یک آملی هستند و به هیچ وجه نمی خواهند با شهرستان شدن و جدا شدن از آمل، این افتخار را از دست بدهند. همین مردمان بخش های دابودشت و لیتکوه و دشت سر بودند که در ششم بهمن ماه سال شصت از روستاهای اطراف به شهر آمل آمدند و با اتحاد و همدلیشان مانع از سقوط شهرشان شدند و آن حماسه عظیم را آفریدند. همین مردمی که شما مرکزنشینان قصد تفرقه بین آن ها را دارید و این قصد ایجاد تفرقه بین مردم متدین و اسلامی کاملا واضح و آشکار است.

دلسوزان و فعالان شهرستان آمل به هوش باشند و اجازه چنین کاری را ندهند، چرا که آیندگان حتما از ما خواهند پرسید که در زمان تجزیه آمل شما کجا بودید، همانطور که الآن مردم آمل، خائنین و دست اندرکاران و مسئولان بی کفایت گذشته را نمی بخشند که در زمانشان چمستان و نور و محمودآباد را از آمل جدا کردند و آن ها ساکت ماندند و فقط تماشا کردند و این شد که شهرستان آمل بخش عظیمی از جمعیت انسانی و وسعت خود را از دست داد. جناب آقای یوسفیان، نماینده محترم مردم شریف آمل هم مراقب باشند تا در جرگه همان مسئولین بی کفایت و مورد تنفر گذشته قرار نگیرند، و همچنان در راه خدمت به آمل بکوشند. و امروز ما مردم مناطق پنج گانه آمل نه تنها مخالف سرسخت تجزیه بیشتر آمل هستیم، بلکه خواستار بازگرداندن دابوی شمالی و هرازپی شمالی (که همان سرخرود زیبا باشد) به سرزمین مادری خود هستیم. چراکه سرخرود ریشه در تاریخ آمل کهن دارد و نام سرخرود خود برگرفته از قتل عام مردم آمل در حمله مغول به این شهر و بریدن سر مردم آمل و خونین رنگ شدن رود هراز است. از بی کفایتی مسئولان گذشته و سکوت مردم آن زمان آمل بود که الآن روستای زادگاه ملک الشعرا طالب آملی خارج از شهرستان آمل قرار دارد و ما مردم آمل خواستار بازگرداندن این مناطق و جمعیت آن ها به آمل بزرگ هستیم. مگر فاصله بین آمل و محمودآباد به مقدار بیست کیلومتر نیست؟ پس چرا در هنگام جداسازی پنج کیلومتر در آمل و پانزده کیلومتر در محمودآباد قرار گرفت؟ مگر نه این که این تقسیم بندی ناعادلانه برای تکمیل و به حد نصاب رسیدن جمعیت برای گرفتن یک نماینده بود؟ حالا که جمعیت شهر محمودآباد از حد نصاب گذشته، آن مناطق فوق الذکر باید به آمل بازگردد تا آمل به حق خود که همان دو نماینده­ای شدن است برسد. مسئولین دلسوز شهرستان آمل و در راسشان نماینده محترم، هرچه زودتر جلوی این خیانت آشکار و عظیم را بگیرند و اجازه ندهند تا آمل بیش از این تجزیه شود، وگرنه در صورت مسامحه و سهل انگاری، با خشم و نفرت مردم حماسه آفرین آمل مواجه می شوند و بترسند از روزی که مردم آمل دست به کار شوند، و نبینند که مردم آمل سکوت کردند، این مردم در ابتدا در مقابل اتحادیه کمونیست ها در سال شصت هم سکوت کردند ولی در نهایت پاسخ محکمی به فتنه انگیزان دادند. بنده از نشریات و خبرنگاران فعال و قوی شهرستان عاجزانه درخواست دارم مردم را از این خیانت آشکار آگاه سازند و دست اندرکاران این خیانت را شناسایی و به مردم معرفی نمایند که دیگر سکوت در قبال منافع آمل پسندیده نیست.

فرشاد راعی – هزارسنگر شهر من آمل

تحصیل، نیروی کار خلاق، خدمت سربازی، اشتغال، ازدواج

تحصیلات دانشگاهی از مهمترین شاخصه های پیشرفت جوامع امروزی است و در مقابل، دلیل عدم پیشرفت و خودکفایی کشورهای غنی اما فقیر در بی سوادی مردم آن جامعه است، کشورهایی که غنی از معادن و منابع خدادای هستند، اما علم و دانش بهره برداری از آن را ندارند و به ناچار به سمت خام فروشی می روند. مثلا نفتی که باید به مواد با ارزش و گران قیمت تبدیل شود، به صورت خام فروخته می شود و یا الماسی که باید تراش خورده شود و به قیمت گزاف به فروش برسدو اشتغالزایی کند، به صورت کامیونی به کشورهای دارای علم فروخته می شود. این است راز گرسنه ماندن بسیاری از کشورهای غنی اما فقیر آفریقا.....

و اما باید توجه داشت، کشوری که تحصیل کرده و باسواد بسیاری دارد، بتواند از این قشر تحصیل کرده کار بکشد و بی دلیل نیروی کار خلاق را معطل نکند و جلوی انرژی سرشار او را نگیرد. اینجاست که می گوییم، فقط جامعه باسواد داشتن دردی را دوا نمی کند. این مقدمه سازی را کردم تا مطلب مهم تر را عنوان کنم... مطلبی که اگر فکری به حال این موضوع نشود، در سال های نه چندان دور، وضعیت اجتماعی کشور را دچار اختلال و مشکل می کند و ازینروست که باید هوشیار بود و علاج واقعه را قبل از وقوع حادثه کرد. منظورم مشکل بالا رفتن میانگین سن ازدواج در کشور است و آثار و عواقب سو که به همراه دارد... شاید بگویید مشکل بالا رفتن سن ازدواج چه ربطی دارد به مقدمه چینی بالا!!! ولی اگر واکاوی کنیم و دلایل بالا رفتن سن ازدواج را خارج از گرانی و افزایش سطح توقعات خانم ها در چیز دیگری هم جستجو کنیم، به چیزی که با مقدمه بالا هماهنگی داشته باشد، می رسیم. اصلا در این نوشته نمی خواهم کاری با افزایش سن ازدواج و آثار و پیامدهای آن داشته باشم و بیشتر به مهترین دلیل این مسئله مهم یعنی فرسایشی کردن و طولانی کردن راه رسیدن به کار می پردازم. می خواهم بگویم متاسفانه در کشور ما یک دانشجو و یا به عبارت دیگر یک نیروی کار خلاق تا زمانی که کارت پایان خدمت در دست ندارد نمی تواند طبق قانون و برخوردار از مزایای قانون کار مشغول به حرفه و کار خاصی شود و حداقل حقوق ماهیانه اندکی داشته باشد. که البته این مسئله فقط در مورد پسرها صدق می کند و خانم ها از این مسئله ممستثنا هستند و همانطور که می دانید، جامعه از پسرها انتظار دیگری دارد، چراکه باید بار مسئولیت یک خانواده را به دوش بکشند. بیایید اینگونه به قضیه بنگریم، یک پسر که در سن 18 و یا 19 سالگی وارد دانشگاه شد و اگر دانشجوی متوسطی بود در سن 24 سالگی موفق به اخذ مدرک کارشناسی می شود و اگرهم بخواد دو سالی را معطل کارشناسی ارشد بشود و یک سالی هم در این بین، جمعا می شود تا سن 27 سالگی. به اضافه دو سال خدمت سربازی می شود 29 و یک سال دنبال کار بودن، حدودا 30 سال برای پسری که می خواهد با مدرک کارشناسی ارشد مشغول به کار شود. البته بعد از 30 سال اگر برای کار به یک جایی مراجعه کرد همه از او سابقه کار می خواهند، می رود تا در جایی استخدام شود تا سابقه کار تهیه کند، آنجا هم از او سابقه کار می خواهند، ماندیم این سابقه کار باید از کجا پیدا شود!!! از طرفی کارشناسان امر فرموده اند(بنده نگفتم): سنین بین 20 الی 30 اوج خلاقیت و نبوغ یک انسان هست و اصولا یک فرد، حین تحصیل خلاقیت های بیشتری دارد و اگر توجه کرده باشید بیشترین ایده ها و خلاقیت های نو در این سنین به فکر یک فرد می رسد. حالا خودتان حساب کنید که چطور این نیروی کار خلاق به هدر می رود. از طرفی مسئولین امر به دنبال دلایل افزایش سن ازدواج هستند و در اقدامی غیر کارشناسانه می آیند طول دوره لیسانس یا همان کارشناسی را کم می کنند!!! با این کار همان چهار نفری هم که جرات ازدواج دانشجویی داشتند، بی خیال ازدواج می شوند چراکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها و بعد از آن یکی دو ترم مشروطی... همانطور که محاسبه شد، مشاهده کردید که به راحتی میانگین سن ازدواج به 30 سال رسید و شاخص فساد اخلاقی در جامعه رو به افزایش. (البته اگر دو سال برای جمع آوری سرمایه لازم برای ازدواج به آن 30 سال اضافه نکنیم) و اما چاره کار در چیست؟؟ چاره کار در آموزه های گذشتگان است و اینکه کار بازدارنده از فساد و معتاد شدن جوانان است. مثلا در مورد دانشجویان اگر قانون کار تغییر می کرد و معافیت تحصیلی در مورد کار هم صادق بود، خیلی از مشکلات حل می شد و آن دانشجو از سن 22 – 23 سالگی مشغول کار و جمع آوری سرمایه لازم میشد. یعنی اینکه پسرها تا زمانی که اشتغال به تحصیل دارند و از معافیت تحصیلی استفاده می کنند، بتوانند مشغول به کار شوند و تمامی قانون کار هم در مورد آن ها صدق کند. به طوری می شود گفت کارآموزی با حقوق، به این ترتیب بعد از فارغ التحصیلی هم حداقل چند سالی سابقه کار برای خود دست و پا می کند. باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که بیشترین پیشنهادات کار هم در دوره دانشجویی به افراد داده می شود. مزیت دیگر این مورد، این است که آن پسر که حالا در سن 30 سالگی برای خود مردی شده!!، پیش خودش نمی گه  " اگه به جای این همه درس خوندن می رفتم تو بازار الآن فلان قدر سرمایه داشتم " و بعد از 30 سال سرمایه اندکی برای خود دست و پا می کرد و یا اینکه حداقل در همان سن 23 – 24 سالگی جرات قبول مسئولیت یک خانواده را به خود می داد.

فرشاد راعی

تصاویری زیبا از روستای ییلاقی گزناسرای آمل

روستای گزناسرا از سه راه قابل دسترسی می باشد.

1. از طرف روستای واز

2. از طرف روستای خوشواش

3. از طرف روستای سنگ درکا

 

نمایی از روستای گزناسرای آمل از سمت جنوبی

نمایی از روستای گزناسرای آمل از سمت جنوبی

راه ارتباطی جنگلی گزناسرای آمل

راه ارتباطی جنگلی گزناسرای آمل

کوه های اطراف گزناسرای کوه آمل

کوه های اطراف گزناسرای کوه آمل

کوه های اطراف گزناسراکوه آمل

کوه های اطراف گزناسراکوه آمل

نمایی از سمت غربی روستای گزناسرای آمل

نمایی از سمت غربی روستای گزناسرای آمل

گزناسرا در مه - گزناسرای آمل

گزناسرا در مه - گزناسرای آمل

نمایی از جنوب شرقی گزناسرای آمل

نمایی از جنوب شرقی گزناسرای آمل

جاده وسط روستای گزناسرا

جاده وسط روستای گزناسرا

چمازچال چشمه - گزناسرای آمل

چمازچال چشمه - گزناسرای آمل

جناب آقای ابراهیمی، معاون سیاسی امنیتی استان، بهتر است دبیرخانه همایش شیعه شناسی در اولین پایتخت تشی

هفته پیش، خبری در خبرگزاری ها نظرم را جلب کرد. جناب آقای هادی ابراهیمی معاون سیاسی امنیتی استانداری از برگزاری اولین همایش ملی تشیع و تبرستان، آبانماه امسال در مرزن آباد مازندران خبر دادند. و دلیل انتخاب این منطقه را نقطه اتصال علویان با مردم شیعی این استان خواندند. ایشان همچنین اظهار داشتند با راه اندازی دبیرخانه دائمی همایش ملی تشیع و تبرستان در مرزن آباد (!) موضوعات و اهداف همایش پیگیری و عملیاتی خواهد شد.

حال سخن بنده با آقای ابراهیمی این است که اولاً چرا باید این همایش در حد تبرستان و حد ملی محدود شود؟! مگر نه اینکه علویان طبرستان اولین حکومت مستقل و شیعی دوازده امامی جهان را به مرکزیت آمل ایجاد کردند؟ پس بهتر است این همایش در ابعاد بین المللی و جهان اسلام برگزار شود. دوم اینکه چرا اصلاً باید این همایش و دبیرخانه دائمی آن در مرزن آباد ایجاد شود؟! اصلاً این حرف که گفتید: "مرزن آباد نقطه اتصال علویان با مردم شیعی این استان است"!! یعنی چه؟ مثلاً یعنی اینکه مردم مازندران از قبل شیعه بودند و علویان آمدند به آن ها متصل شدند؟! اصلا علویان با شیعیان چه فرقی می کنند؟ نمی دانم شما از مشاوره و راهنمایی چه افرادی استفاده کردید که این اطلاعات نادرست را به شما رساندند. آیا این مشاوران بدون تعصب خاصی نظر داده اند؟ و اصلاً می خواهم بدانم این افراد از چه منابع تاریخی استفاده کرده اند، بگویند ما هم برویم مطالعه کنیم. لذا در این مبحث دو حالت وجود دارد. اول اینکه شما قبول ندارید اولین حکومت رسمی و مستقل تشیع جهان در آمل ایجاد شده، بگویید تا منابع و مراجع تاریخی را برای شما اعلام کنیم. حالت دوم این است که شما آمل را به عنوان اولین پایتخت تشیع دوازده امامی جهان قبول دارید (که حتما هم در باطن و در اصل همینگونه است) پس چرا یک شهر دیگر را به عنوان دبیرخانه دائمی این همایش انتخاب کردید.؟ آیا بهتر نیست این همایش در ابعاد بین المللی و در نخستین پایتخت تشیع دوازده امامی جهان یعنی آمل و در کنار آرامگاه سرداران و بزرگان این قیام بزرگ ملی مذهبی و در دارالعلم و کهن شهر ایران، هرچه باشکوهتر برگزار شود؟ شهر تبریز که اولین پایتخت شیعه نبود، همایش بین المللی برگزار کرد، حالا مسئولین مازندران به یک همایش ملی بسنده کرده اند.

روی دیگر درد دل من با مسئولین و دلسوزان کهن شهر و دارالعلم ایران، اولین خاستگاه حکومت شیعه دوازده امامی جهان و شهر حماسه های بزرگ ملی مذهبی است، بیایید همه با هم دست به دست هم آمل را به جایگاه واقعی خود برگردانیم. در درجه اول ایجاد موسسه آمل شناسی بسیار ضروری می نماید. با همکاری حوزه های علمیه آمل، دانشکده علوم قرآنی، دانشگاه آزاد آیت الله آملی، دانشگاه شمال، دانشگاه پیام نور و دیگر مراکز آموزش عالی شهرستان، انتشارات شمال پایدار و همچنین با همکاری و حمایت مطبوعات و خبرگزاری های اینترنتی آمل به همراه وبلاگ نویسان فعال حوزه شهرستان و دیگر مراکزی که توانایی همکاری دارند، می توانیم به این مهم دست یابیم. همه فعالین فرهنگی سطح شهرستان آمل در حال حاضر باید با همکاری هم در فکر ایجاد دبیرخانه دائمی همایش های سالانه بین المللی تشیع و گفتمان جهان اسلام باشیم و این ظرفیت و پتانسیل در آمل وجود دارد. در کنار همایش، شرکت کنندگان می توانند از مقبره های بزرگانی همچون ناصرالی الحق (ناصر اطروش کبیر 301-304 ه.ق) - که 13 سال بعد از تشکیل اولین حکومت شیعی توسط داعی کبیر (250-287 ه.ق) در آمل، این حکومت را ادامه داد.- و مقبره میرزا قوام الدین مرعشی آملی سرسلسله مرعشیان تبرستان بازدید بعمل آورند.

ظاهراً سکوت آمل موجب پایمال شدن حقوق این شهر در زمینه های مختلف جغرافیایی، سیاسی، تاریخی و علمی شده. چراکه مسئولین استان و مخصوصا جناب آقای ابراهیمی بهتر است بدانند، با همین ندانم کاری ها و نادیده گرفتن ها و سکوت کردن هاست که امروز از طرف استان تهران ادعای مالکیت بخش هایی از لاریجان آمل را دارند.(هرچند فیروزکوه را در مراحل مختلف از دست دادیم) و یا اینکه تبریز خود را اولین پایتخت تشیع جهان می داند و همچنین اخیراً زنجان هم، همچنین ادعایی دارد به طوری که تاریخ ایجاد حکومت تشیع در تبریز به سال 906 هجری و در زنجان به 703 هجری برمی گردد. در حالی که داعی کبیر در سال 250 هجری اقدام به تاسیس و بنیانگذاری اولین حکومت تشیع جهان در آمل نمود. و قبل از آن هم آمل و تبرستان مرکز قیام های مردم شیعی علیه عباسیان بود، در حالی که منابع تاریخی گوناگون از ارسال نامه ای از حضرت امام صادق (ع) در سال 136 ه.ق برای مردم آمل و ساری خبر داده اند. حال قضاوت با خودتان است که عنوان نخستین خاستگاه و پایتخت تشیع جهان برازنده کدام شهر است و دبیرخانه همایش های بین المللی تشیع و گفتمان جهان اسلام باید در کدام شهر با عقبه تاریخی فرهنگی عظیم باشد.

در خاتمه این سخن حضرت آیت الله جوادی آملی مفسر قرآن کریم و استاد برجسته معارف اسلامی را به شما یادآور می شوم که فرمودند: «چرا ما شیعیان در حالی که کنار سفره این بزرگان نشسته ایم و مدیون آن ها هستیم، نباید آن ها را بشناسیم و تکریم کنیم؟»

فرشاد راعی

شعر بدون نقطه از حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله)

علامه حسن زاده آملی
علامه حسن زاده آملی شعری بدون نقطه در وصف پیامبر اعظم (ص) سروده‌اند که بدین ترتیب است:

محمود مسلم ملائک

امار مطاع در ممالک

هم سالک و هم سلوک و مسلوک

او مالک و ماسواه مملوک

هر حکم که داد هر دل آگاه

سر لوحه حکم اسم الله

اسمی که در او دوای هر درد

اسمی که روای مرئه و مرد

اسمی که مراد آدم آمد

اسمی که سرود عالم آمد

سوداگر اگر در او دل آسود

سودا همه سود دارد و سود

مر همدم کردگار عالم

کی هول و هراس دارد و همّ

دل در حرم مطهر او

گل گردد و هم معطّر او

هر دل که ولای وصل دارد

همواره هوای وصل دارد

موسی که هوای طور دارد

کی دل سر وصل حور دارد

ای وای مر آدم هوس را

دل داده کام سگ مگس را

در وصل صمد رسد رصدگر

در اسم احد رود سراسر

درگاه سحر مراد سالک

دادار دهد علی مسالک

لوح دل آملی اوّاه

دارد صور ملائک الله‬

منبع :سفیر هراز


معرفی دانشمندان آمل : آیت الله العظمی حاج میرزا هاشم آملی لاریجانی

منبع : هراز نیوز

عالمی بزرگ مردی زنده دل ادیبی سیاس و حکیمی بارز ،میرزا هاشم اردشیر لاریجانی،معروف به میرزا هاشم آملی در سال ۱۲۷۸هجری شمسی در روستای پردمه لاریجان، در شهر علم و فلسفه شهر آمل، به دنیا آمد. خانه ساده مرحوم میرزا محمد کودکی به دنیا آمد که نامش را هاشم گذاشتند. مادرش شب تولد وی، در خواب دیده بود که ستاره ای ازآسمان فرود آمد و او آن را در آغوش کشیده، در میان پارچه ای قرارداده بود. با تولد این ستاره دیدگان همه روشن شد و سیمای کودک نورسیده از آینده ای درخشان و چهره ای تاب ناک نوید می داد. دوران کودکی را در دامان پاک پدر و مادر باتقوایش پشت سر نهاد و پس از فراگیری قرآن و تحصیلات ابتدایی، با استعداد سرشاری که داشت و عشق به تحصیل علوم دینی که از ابتدا در آن نمایان بود به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سید تاج و آقا شیخ احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت.در دوران کودکی، به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد آقا سید تاج و احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت . در سیزده سالگی، برای ادامه تحصیل به حوزهٔ تهران رفت و به مدرسهٔ سپهسالار که زیر نظر سید حسن مدرس اداره می‌شد رفت و تا بیست و پنج سالگی در آن مدرسه به فراگیری علوم دینی پرداخت. میرزا محمدرضا فقیه لاریجانی، سید محمد تنکابنی، میرزا یدالله نظرپاک، محمدعلی لواسانی، میرزا طاهر تنکابنی، میرزا ابوالحسن شعرانی و محمدعلی شاه‌آبادی از اساتید وی در این مدت بودند.در سال ۱۳۰۵ به قم رفت. او در آنجا در درس عبدالکریم حائری یزدی، محمد حجت کوه‌کمری، محمدعلی شاه‌آبادی و محمدعلی حائری قمی حاضر شد و در مدت شش سال از آنان بهره برد. وی در این مدت دروس فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه و عرفان را فرا گرفت.وی پس از دریافت اجازه اجتهاد از عبدالکریم حائری یزدی و محمد حجت کوه‌کمری، به حوزهٔ نجف مهاجرت کرد. درنجف به سال ۱۳۵۱ در مدرسه بزرگ آخوند ساکن شد و در درس فقه و اصول سید ابوالحسن اصفهانی، آقاضیاءالدین عراقی و میرزای نائینی حاضر شد.پس از تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در مهرماه ۱۳۴۱و اعتراض مراجع تقلید، وی یکی از چهره‌های سرشناس مبارز روحانیت بود. نام وی همواره ذیل اعلامیه‌های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می‌شد.وی از اولین کسانی بود که دولت منتخب امام را تأیید کرد.ایشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آیاتی بودند که همواره از امام عالیقدر به عنوان رهبری انقلاب و مقام امامت یاد می‌کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلامیه‌های باقیمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر این مدعاست.پس از فوت امام و انتخاب آیت الله خامنه‌ای به مقام رهبری انقلاب، ایشان طی نامه‌ای بیعت خود را با معظم له اعلام کرده و تاکید کردند: انتخاب شایسته حضرتعالی که فردی دانشمند و اسلام‌شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است.آیت اللّه میرزا هاشم آملی به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بسیار عشق می ورزید. هرگاه نام امیرمؤمنان علی علیه السلام را می آورد، اشک در دیدگانش حلقه می زد و زمانی که از خواب بر می خاست، به شوق امیرمؤمنان بر آن حضرت درود می فرستاد و می فرمود: “السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة اللّه و برکاته”.ایشان در مجلس عزایی که در ده شب اول ماه محرم درمسجد اعظم قم بر پا می کرد، با صدای بلند گریه کرده و اشک می ریخت. هر صبح جمعه هم در منزل ایشان مجلس ذکر مصیبت امامان بر پا بود و این سنت نیک را سالیان طولانی ادامه دادند. آیت اللّه میرزا هاشم آملی به زیارت عاشورا و جامعه کبیره اهمیت می داد و آن دو را بسیار می خواند.مرحوم آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، یکی از چهره های سرشناس مبارز بود که با شروع برنامه های ضد اسلامی رژیم منحوس شاهنشاهی، در قالب تصویب قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ ش، عمق فاجعه را احساس کرده و بی درنگ به میدان آمدند، به طوری که نام ایشان همواره ذیل اعلامیه های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می شد. خانه اش محل شور و گردهمایی مبارزان و دیدگاه وی، روشن گر راه مبارزه بود. هم چنین نماز جماعت ایشان در حیاط مدرسه خان (آیت اللّه بروجردی فعلی)، محل اجتماع روحانیان مبارز بود.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، در پی تدریس طولانی درحوزه های علمیه نجف اشرف و قم، شاگردان بسیاری را در محفل درس خود پرورش داد و آنان رابه سر منزل مقصود رسانید. شاگردانی که از اساتید و علمای بزرگ حوزه های علمیه به شمار می روند. آیت اللّه جوادی آملی که مدت پنج سال در درس ایشان شرکت کرده بود، درباره استادشان می گوید: “مرحوم آیت اللّه میرزا هاشم آملی، بسیار به پرورش شاگرد علاقه مند بودند و تقریرات درس را دقیقا مورد مطالعه قرار می دادند”. برخی شاگردان آن بزرگوار عبارتند از: حضرات آیات مکارم شیرازی، شیخ جوادتبریزی، محمدهادی معرفت، صالحی مازندرانی، محمدی گیلانی و سید جعفر کریمی. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ، صادق لاریجانی، استاد حوزه علمیه قم و مدرس علم کلام و فلسفه اسلامی و رئیس قوه قضاییه، محمدجواد لاریجانی، استاد دانشگاه، عضو شورای امنیت ملی کشور، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات،فاضل لاریجانی، عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی. باقر لاریجانی، داماد علامه حسن زاده آملی، پزشک و فوق‌تخصص غدد، استادیار دانشگاه تهران و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران از فرزندان ایشان هستند.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی در رفتار و گفتار به اولیای خدا علیهم السلام اقتدا کرده بود. خوش بیان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. با مردم مأنوس بود و بیش تر کارهای دفترش را خود انجام می داد. آیت اللّه جعفر سبحانی درباره ویژگی های اخلاقی آن بزرگ می فرماید: “آیت اللّه میرزا هاشم آملی، مردی مهربان و بسیار خوش مجلس بود. در بحث و گفت و گو جانب انصاف را از دست نمی داد و از شرایط زمان دور نبود و ضرورت ها را درک می کرد”. دکتر سید جعفر شهیدی نیز که مدتی با آیت اللّه میرزا هاشم آملی رحمه الله در نجف همراه بود درباره ایشان می گوید: “ایشان خلق و خوی نرمی داشت و بسیار متواضع و غالبا بشاش و گشاده رو بودند”.آیت اللّه میرزا هاشم آملی، از اوان جوانی در تحصیل دانش بسیار کوشا بود و هیچ چیز او را از این کار باز نمی داشت و در سایه همین کوشش ها بود که توانست قله های رفیع علم و دانش را فتح کند. ایشان به تدریس نیز بسیار اهتمام می داد و حتی در مواقع بیماری هم از آن دست بر نمی داشت.یکی از شاگردان قدیمی ایشان می گوید: “روزی آیت اللّه العظمی آملی به درس تشریف آوردند و علائم بیماری در چهره ایشان نمایان بود، فرمود: من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، ولی برای تعطیل نشدن درس آمدم”. آیت اللّه حسن زاده آملی نیز می فرمود: “روزی به دیدن و عیادت ایشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است وبی تابی می کند. عرض کردم: آقا، چرا این قدر بی تاب هستید و مضطربید؟ فرمود: بی تابی من برای این است که درسم تعطیل شده است”.آیت اللّه میرزا هاشم آملی علاقه ویژه ای به حضرت امام رحمه الله داشتند و همواره از رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با عنوان “امامُ المسلمین” یاد می کردند. ایشان پیروی از دستورهای حضرت امام رحمه الله را واجب دانسته و می گفتند: “نظر من در مسائل کشور همان است که امام می گویند”. هنگام پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی و ورود پربرکت حضرت امام رحمه الله به ایران اسلامی، آیت اللّه میرزا هاشم آملی در پیامی، پیروزی انقلاب و تشریف فرمایی امام را گرامی داشته و مدتی بعد به تهران رفته و همراه با شهید مطهری، در مدرسه رفاه با حضرت امام رحمه الله ملاقات کردند.سرانجام روح والای آیت اللّه العظمی آملی، پس از ۹۱ سال تلاش و کوشش در راه و گسترش معارف اسلامی و پشت سر نهادن یک دوره بیماری، در عصر روز جمعه چهارم رمضان ۱۴۱۳ ق (۷ اسفند ۱۳۷۱ ش) به آسمان ها پرکشید. پس از تشییع باشکوه، پیکر مطهر آن مرحوم به آرامگاه ابدی انتقال یافته و در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام مسجد بالاسر، کنار مرقد مرحوم شهید مطهری رحمه الله و علامه طباطبایی رحمه الله به خاک سپرده شد.

این متن توسط آقای مرتضی هندویی گردآوری شده است.

دماوند مازندران قلب تپنده ایران زمین

آمل

دماوند؛ مأمن گنبد گیتی/ آشنایی با اماکن گردشگری شهر اسطوره ای؟؟؟!!!
در تاریخ ۱۳۹۱/۰۱/۰۹ , ۱۶:۲۸ خبرگزاری مهر مقاله ای در وصف اثار تاریخی و طبیعی شهرستان بدون تاریخ دماوند و استان بی تاریخ تهران نوشت و مکان و اثار طبیعی تاریخی دماوند را معرفی کرد در حالی که ۵۰ کیلومتر به خاک همسایه خود شهر علم و فلسفه ،شهر باستانی آمل و استان شهید پرور و پهلوان پرور مازندران تجاوز کرد و این در حالی است که برای چندمین بار این کار انجام گرفت و در حالی که استانداری مازندران به فکر فرح آباد ساری است و نماد ایران زمین را به کلی فراموش کرده است! و این را می توان گفت که همه ی هدفها برای نابودی شهرستان هزار سنگر شهر علم و فلسفه و شهر پهلوانان دلیر حماسه شش بهمن و مردمان آریایی ایران زمین یعنی امارد ها است. و از همین جا بدون شک و بدون هیچ طنز پردازی خدمت مسئولین و شهروندان تهرانی می گوییم که به خداوندی خدا حتی اگر جنگ شود دیگر اجازه ورود به استان مازندران را به شما نمی دهیم و اگر این افکار پوچ و پلید دوباره جوهر و قلمی برای نوشتن شما شود بدون شک   مقاله ای عظیم خواهیم نوشت و حتی برج میلاد را جزو استان مازندران می خوانیم و فکر نکنید این کار محدود به ایران می شوید اگر این روند ادامه پیدا کند تمامیه اثار را به صورت چندین هزار عکس و در سایت ها ایرانی و خارجی زبان رواج می دهیم،کمتر کسی فکر می کرد که این روند ادامه پیدا کند ولی این کار به جایی رسیده است دارد به یک جنگ استانی کشیده می شود و این حتی پیگرد قانونی داشته و می توان کسانی که تخلف کرده اند را به مجازات کشاند،سال قبل هم بدون مجوز استان مازندران استان داری تهران برای ماهیگیری از دشت و سد لار و دریاچه های لاسم تار و هویر  مجوز داد که بعد ان حتی یک صدا هم نشنیده ایم و این خیلی خنده دار است که در خانه خود نشسته باشید و دزدی به خانه شما بیاید و دزدی کند و شما به او آفرین بگویید.در پایان به این شعر بسنده می کنیم و منتظر رشادت مندی مردمان دلیر مازندران مقابل این تجاوز ها هستیم.

دماوندا که سر بر آسمانی – تو فخر کشور و مازندرانی
بلندا سایه ات بر شهر – آمل  شهیر و نامدارو جاودانی
زمستان چون عروسان برف پوشی  - بهاران بر رخت گل می فشانی
گدائیم بر در می خانه تو – تو اسرار خدا مهربانی
هراز از زیر پاییت می زند موج – به هر پیچ و خمش از تو نشانی
بیایند مرد و زن بهر تفرج – بلا تشبیه چو جنت در جهانی
بکن حمد و ستایش ای رفیقان – بر آن معمار قادر تا توانی

با احترام اما با استواری مانند دماوند مازندران – هندویی

ژنرال 13 ساله‌ی آملی که فرمانده سپاه سوم صدام را به زانو در آورد

برگرفته از سایت شمال نیوز

لینک مطلب در سایت شمال نیوز (اینجا)




شمال نیوز: روز پنجم، دشتی تفتیده و سوزان, «هفتم خردادماه 1365» حوالی بصره، عراقی ها هزاران اسیر بسیجی را با دست های بسته و زخمی، خسته و تشنه، که از شلمچه و فاو اسیر گرفته اند، را در یک حصار توری، مانند یک قفس، پشت دروازه های بصره، زیر آفتاب داغ و سوزان عراق، بدون آب و غذا، نه سقفی نه دیواری، نه سایه و سرپناهی، برای بازجوئی های نخست و تخلیه ااطلاعات جنگی نگه داشته اند.

با هر سوالی که بازجوهای بی رحم عراقی از اسرا  می پرسند، در پاسخ می گویند: «حرس الخمینی» و با حرص و ولع، با مشت و لگد، با قنداق تفنگ و پوتین، تو سر بچه ها می کوبند.

از نقطه ائی که در شلمچه اسیر شده بودیم، همه بیست و هشت نفر ما را با دست های بسته، کاروانی، کتک زنان می کشیدند به طرف بصره می بردند. از خط اول دوم و سوم جنگ که گذشتیم، خاکریز به خاکریز جمع ما زیاد تر می شد، و هرچه عقب تر می رفتیم، با دشمنی تند خوتر و وحشی تر روبرو می شدیم، و اینجا نقطه اوج رنج اسارت است.

سه روز بود که ما را آورده اند، خیلی از بچه ها گلوله خورده اند، ترکش خمپاره، موج گرفته بودند، عده ائی نیز با دست و پای قطع شده، جسمی پاره پاره، بدون هیچ درمان اولیه، روی زمین سخت، زیر آسمان سوزان، با حالی غریبانه، اینجا توی این قفس، تو گوئی عصر عاشورا دیگر بار تکرار شده است.
 
من بودم و رسول کریم آبادی، حسین برومند، شعبان صالحی و شعبان نائیجی و سعید مفتاح و دیگر همرزمانم از گردان یارسول، بیست و هشت نفر با هم در شلمچه اسیر شدیم. رسول از ناحیه ران هردو پایش، تیرخورده بود، تیرکالیبر، بالای پیشانی اش هم یک گلوله سیمینوف نشسته بود، حسین برومند هم یک تیرکلاشینکف به ساق پای چپش خورده بود.

رسول بخاطر شدت جراحت اش، و خون ریزی زیاد، بصورت اغماء و تبدار افتاده است.

ساعت ده صبح، روز هشتم خرداد، ناگهان چند اتوبوس وارد حصار می شوند، اعلام کردند که می خواهند زخمی ها را برای درمان به شهر بصره ببرند، تند و عجو.لانه هر چه اسیر زخمی بود، سوار ماشین ها کردند، زخمی ها را که بردند، تانکر های آب  آمدند و محوطه چند هزار متری را آب پاشی کردند.

سرباز های عراقی سراسیمه این سو آن سو می دویدند، بچه های کم سن و سال را از جمع کل اسرا جدا کردند. دست من را گرفتند. جلوتر از همه جوری که خوب دیده بشوم. بار اولشان نبود، هربار که چنین رفتاری را انجام می دادند، یک ساعت بعد خبرنگاران، یا از صلیب سرخ به داخل حصار توری می آمدند و ما خوب می دانستیم که می خواهند از نظر تبلیغاتی نشان بدهند، جمهوری اسلامی ایران، مرد جنگی ندارد، بچه های کم سن و سال را به جبهه می آورد.

هنوز یک ساعت از این هول ولای سر بازهای عراقی نگذشته بود، کلی خبرنگار، عکاس، فیلمبردار مرد و زن، ریختند داخل حصار؛ از هند و فرانسه، آمریکاه شوروی، انگلیس، آلمان، پاکستان، ترکیه، قطر، عربستان، از همه کشور های دنیا آمده بودند.

باقیمانده داستان را در ادامه مطلب دنبال کنید.

ادامه نوشته

رییس مجلس :وحدت شکل گرفته در شهر محسوس است/ما قلبا شما را دوست داریم /وجود یوسفیان ملا مایه پیشرفت ش

هراز نیوز :

علی لاریجانی

هراز نیوز :در حاشیه سفر نوروزی ریاست مجلس شورای اسلامی به استان مازندران دکتر علی لاریجانی با حجت الاسلام رحمانی امام جمعه آمل ، دکتر یوسفیان نماینده آمل در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان دیدار وگفتگو کرد.

حجت الاسلام  رحمانی آملی انتخاب  دکتر لاریجانی به نمایندگی مردم انقلابی وغیور قم را تبریک گفت و برای وی ازخداوند متعال آرزوی توفیق خدمتگزاری بیشتر کرد .

رحمانی در ادامه با ارائه گزارشی از وضعیت شهرستان آمل  خواستار توجه بیشتر به شهرستان جهت

اختصاص بودجه مناسب برای برنامه های دردست اقدام خصوصا سد هراز شد.

وی  افزود: فضای شهر نشان می دهد   بین مسولین و مردم الحمدلله  یک وحدت خاصی بر قرار است و

 روحانیون شهر هم در جلسات حضور پرشور دارند و حضور بیش از ۷۰٪ مردم مومن در انتخابات اسفند ماه

ستودنی بود و آمل عزیز در همه صحنه ها حضور فعال ومستمر دارد ومن حیث المجموع فضای شهرولایی است و مسئولین در رتق وفتق امور در تلاش هستند تا شعار سال مقام معظم رهبری راتحقق بخشند .

عزت اله یوسفیان نماینده مردم آمل در مجلس شورای اسلامی نیز  در خصوص برنامه های اجرا شده و دردست اقدام گزارش مبسوطی داشت

وی خواستار کمک ریاست مجلس جهت اجرایی شدن پروژه قطار برقی رودهن به آمل شد و اضافه کرد :این طرح از لحاظ مطالعاتی و اجرایی در بودجه قرار گرفت که نیاز به اختصاص بودجه دارد.

 یوسفیان ادامه داد: اگر این طرح به سرانجام برسدهمشهریان می توانند ظرف مدت نیم ساعت به تهران برسند .

دکتر علی لاریجانی هم در سخنانی انتخاب  عزت الله  یوسفیان ملا  را به نمایندگی مردم آمل تبریک گفت.

لاریجانی در خصوص  یوسفیان اذعان داشت :ایشان از نمایندگان فعال و قوی مجلس هستند و وجود ایشان مایه پیشرفت شهرستان خواهد بود .

رییس مجلس شورای اسلامی با اشاره به سخنان امام جمعه آمل  بیان داشت: وحدت شکل گرفته در شهر محسوس است و گزارشاتی از این دست به ما می رسدو ما قلبا شما را دوست داریم .

 

وی  در ادامه از روند تعطیلی واحدهای تولیدی در استان وخصوصا آمل ابراز ناراحتی داشتند و از نماینده آمل خواستند تا ترتیبی اتخاذ شود ضمن اجرایی کردن فرمان مقام معظم رهبری برای تولید ملی  در بودجه امسال حتما فرمایشات معظم له لحاظ شود و برای واحدهای تولیدی پشتوانه ای بانکی در نظر گرفته شود تا تولیدداخلی رشد کند ومانع تعطیلی این صنایع گردد. 

ارسال خبر علی رحمانی مسئول ستاد برگزاری نماز جمعه آمل

تنظیم هراز نیوز

مرکز نمایشگاه های بین المللی استان نه در قائمشهر و نه در ساری، بلکه در آمل صنعتی و توریستی


اخیراً بحث های زیادی پیرامون مکان مرکز نمایشگاهی استان در مطبوعات و سایت های استان خواندم که برخی معتقد به ماندن نمایشگاه در مکان قدیمی، یعنی قائمشهر و ادامه اشتباه سال ها پیش و برخی هم به دنبال تصمیم اشتباه دیگر، یعنی احداث مرکز نمایشگاه ها در ساری هستند. این مقاله را از آن جهت نوشتم که پیشرفت و آینده استان را در خطر دیدم و باید بگویم نه از کسی خط می گیرم و نه نفعی از این مقاله برای من است. باید در مکان یابی امکانات و اماکن عمومی استان دقت بیشتری داشت و از تعصبات بخشی و شهری صرف نظر کرد و پیشرفت استان را در نظر داشت. به دلایلی که ذکر می کنم معتقد هستم جای نمایشگاه بین الملی نه در قائمشهر و نه در ساری، بلکه در مازندران مرکزی، یعنی آمل و در حاشیه توریستی رودخانه و دره و جاده ترانزیتی هراز است.

یکی از امتیازاتی که حاشیه رودخانه هزار نسبت به دیگر مکان ها دارد برخورداری از یک جاده بین المللی و ترانزیتی که به مرکز کشور هم دسترسی دارد می باشد. همانطور که می دانیم بیش از 40 درصد مسافران از طریق جاده زیبای هراز به مازندران وارد می شوند تا در بین راه از طبیعت زیبا و مواهب الهی منطقه لاریجان آمل و همچنین آبگرم معدنی که از زیر قله باشکوه دماوند می جوشد بهره ببرند. همچنین باید گفته شود جاده هراز کوتاهترین راه ارتباطی پایتخت و مرکز ایران به شمال کشور است. و همچنین بیشتر زائران مشهدالرضا که قصد عبور از شمال را دارند، این مسیر را انتخاب می نمایند. بنابراین می توان از این ظرفیت مسافران برای هرچه پررونق تر کردن نمایشگاه بهره برد.

از دیگر مزیات این نقطه قرار داشتن در مرکز ثقل استان و حتی شمال کشور است که مکان های تعریف شده دیگر علاوه بر مزیت قبلی، این مزیت را هم ندارند. باید توجه داشت که مرکز نمایشگاهی استان مازندران باید برای همه مردم استان باشد، در حالیکه اگر این مرکز در شهرهای شرق استان ایجاد شود، مردم شهرهای غربی از این مهم بی نصیب می شوند و این خود نیز کم رونق شدن نمایشگاه را در پی دارد. همچنین بیشتر تراکم جمعیت در منطقه مازندران مرکزی می باشد و بیشتر قدرت خرید هم اتفاقاً در این قسمت از مازندران و مازندران غربی قرار دارد. در این مورد شاید بگویید نمایشگاه بین المللی باید به فرودگاه نزدیک باشد... این حرف کاملاً بجاست ولی باید در نظر داشته باشیم نسبت بازدیدکنندگانی که از هواپیما استفاده می کنند به بازدیدکنندگانی که با استفاده از اتومبیل و از نقاط مختلف استان و یا از پایتخت می آیند، چقدر است؟ که می خواهیم آن تعداد اندک بازدیدکننده را مقدم بر تعداد بیشتر بدانیم!! درضمن باید این مورد را متذکر شوم که بازدیدکنندگانی که از استان های دیگر به مازندران می آیند، دوستدار گشت و گذار در مازندران و استفاده از طبیعت هستند و به قولی هم زیارت و هم سیاحت را در کنار هم دوست دارند، بنابراین پیمودن فاصله فرودگاه های ساری و رامسر تا آمل آنقدرها هم برایشان رنج آور نیست. اما هم استانی هایی که حداقل سالی یکی دوبار خواستار بازدید از نمایشگاه هستند، کمی رنج آور است که این مسیر طولانی را طی کنند. البته باز هم متذکر می شوم که نباید تعداد زیاد را قربانی تعداد کم کنیم که البته آن تعداد کمی هم که گفتیم، علاوه بر اینکه قربانی نمی شوند، خیلی هم به آنها خوش می گذرد. همچنین باید بگویم بزرگترین پایانه مسافربری شمال کشور در آمل قرار دارد که توان انتقال مسافر زیادی را دارد. و باید بگویم این مرکز در درجه اول باید نیاز مردم استان را برآورده کند.

صنعت و نمایشگاه دو جزء جدایی ناپذیر از یکدیگرند که با توجه به صنعتی بودن شهر آمل مزیت دیگر این مکان یابی مشخص می شود. بطوری که بیش از 46 درصد صنایع بزرگ و کوچک استان و همچنین شرکت های بزرگ صنایع غذایی کشور در شهر آمل قرار دارد. کارایی و فعالیت این صنایع به قدری زیاد است که 64 درصد صادرات استان را تشکیل می دهند. که این نشاندهنده درایت بالا است.

از دیگر برتری های این مکان یابی شکل ترافیک و راه های ارتباطی آمل است به گونه ای که آمل از طریق پنج شاهراه اصلی با شهرهای اطراف در ارتباط است و دورتادور شهر توسط کمربندی استانداردی پوشش داده شده است، به گونه ای که اجبار به عبور از داخل شهر و ایجاد ترافیک نیست.

البته دلایل را گفتیم، ولی شاید هنوز یک عده بگویند، ساری تنها مرکز استانی است که نمایشگاه ندارد ... که در جواب باید بگویم بياييد ما اولي باشيم، مثل تمركززدايي از مراكز كه در تمام دنيا دارد انجام مي شود. از طرفي تقريباً در هيچ استاني، شهرهايي این چنین همسان و هم اندازه تا اين حد نداريم. حتی بعضی از شهرهای استان در سطح و رده بالاتری از مرکز فعلی در زمینه های مختلف تاریخی، علمی، سیاسی، کشاورزی، صنعتی و گردشگری هستند. تا این حد که باید بگویم در هیچ یک از این زمینه ها، ساری حداقل از یک شهر هم برتری ندارد. درضمن، دیگر مرکز استان ها دقیقاً در وسط استان قرار دارند و به قولی واقعاً مرکز استان هستند، و نه یک مرکز استان پوشالی که نه در مرکز است و نه در حد یک مرکز، به گونه ای که به جرات می گویم دو شهر آمل و بابل خیلی هم پیشرفته تر از ساری هستند، با اینکه چندین سال است ساری به بهانه مرکز استان بودن از بودجه ای خاص و رانتی دولتی استفاده می کند، ولی هنوز بافت شهری درست و حسابی ندارد و با یک نمایشگاه آوردن ساری در حد مرکز استان نمی شود، چون صورت مساله غلط است و ساری در مرکز استان واقع نیست که بتواند یک مرکز استان خوب باشد و همین دلیل ضعیف شدن ساری و استان مازندران است که چندین بار راه حل نهایی این اشکال را گفتیم. ولی کو گوش شنوا. مسئولین باید به این باور برسند که سرمایه گذاری بر روی ساری به عنوان مرکز استان کار اشتباهی است که هم به خود ساری و هم به استان سرسبز مازندران ضربه می زند. که یکی از نمونه ها همین مرکز نمایشگاهی است که مدللاً گفتیم مکان یابی درستی ندارد. امیدواریم مسئولین از تعصب بیجا خودداری کرده و بیش از این به استان مازندران خیانت نکنند و کمی به فکر کل مازندران باشند و این را بدانند که مازندران فقط ساری نیست و فکر نکنید که از الگوی دیگر استان ها استفاده کنید و فقط مرکز استان را تقویت کنید و دیگر شهرها را نابود. که اگر این الگو درست بود، الآن استان سیستان باید پیشرفته تر می بود. یا یک مثال دیگر می آورم. در مورد استان اصفهان اگر می بینید بین اصفهان و کاشان، شهر اصفهان مرکز استان شده است، چند دلیل دارد. اصفهان تاریخی تر و صنعتی تر از کاشان است و همچنین تمرکز جمعیتی و تعداد شهر بیشتری در اطراف شهر اصفهان قرار دارد و مهمتر اینکه شهر اصفهان در وسط استان اصفهان قرار دارد. این مثال را آوردم چون بسیاری از متعصبان به ساری در سایت ها معمولا این استان ها را مثال میزنند.

همه با هم به مازندرانی زیبا، سرسبز، گردشگری، دانشگاهی، کشاورزی و صنعتی فکر کنیم.

فرشاد راعی

برای خواندن این مطلب در سایت هرازنیوز اینجا کلیک نمایید.

دکتر یوسفیان با ۸۸هزار و۳۷۷ رای در استان اول شد / آمل با عزت ماند

عزت الله یوسفیان ملا

 

به نقل از هراز نیوز : دکتر عزت الله یوسفیان‌ملا با ۸۸هزار و۳۷۷رای برای سومین بار به عنوان نماینده مردم آمل به مجلس شورای اسلامی راه یافت.

مردم آمل  برای سومین بار عزت‌الله یوسفیان‌ملا را به عنوان نماینده این شهر راهی بهارستان کردند.

براساس نتایج شمارش آرا یوسفیان با ۸۸هزار و۳۷۷ رای در مجلس نهم نماینده آمل باقی ماند و رضا حاجی‌پور با۶۹ هزار و۵۳۰رای نفر دوم شد.

عزت الله یوسفیان با کسب این میزان رای از مردم آمل توانست در بین شهر های تک نماینده استان مقام اول را کسب کند. که البته اگر با احتساب نصف آرا محاسبات را انجام دهیم، اگر آمل دو نماینده ای میبود جناب دکتر یوسفیان 88+40=128 هزار رای می آورد که باز هم بیشترین رای در مازندران به حساب میومد.

عنایت الله تورنگ، سومین داوطلب نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی درحوزه انتخابیه شهرستان آمل هم که یک بار سابقه حضور درخانه ملت را تجربه کرده بود، ۱۱هزار و۲۶۱ رای شهروندان آملی به نام او از صندوق های اخذ رای بیرون آمد.

بنده از همینجا راهیابی دکتر عزت الله یوسفیان به عنوان نماینده مردم آمل را به مجلس نهم تبریک می گویم و از مردم قدر شناس و فهیم و با بصیرت  آمل به خاطر این انتخاب تشکر می کنم.

به این انتخاب میگن یه انتخاب اصلح...

باشد که جناب دکتر یوسفیان در پیشرفت روز افزون شهر آمل بیش از پیش کوشا باشند.

همچنین حضور پر شور مردم آمل در انتخابات را به مقام معظم رهبری و ملت شریف ایران و خصوصاً مردم حماسه ساز آمل تبریک می گویم.

یوسفیان ملا :اجازه نمی دهیم کارگران ،امیر منصور آریا بیکار شوند


عزت الله یوسفیان ملا

  

 

عزت‌اله یوسفیان ملا در خصوص وضعیت سهامداران بانک آریا با توجه به آغاز رسیدگی پرونده فساد مالی اخیر در قوه قضائیه اظهار داشت: در زمان پذیره نویسی سهام بانک آریا گروه امیر منصور آریا برای اینکه تمام سهام این بانک انحصاراً متعلق به خودش باشد از طریق تبانی با یکی از بانک‌ها به هدف خود رسید.

وی افزود: بر اساس آنچه در گزار‌ش‌ها آمده گروه امیر منصور با یکی از شعب بانک‌ها به نحوی تبانی کرد که تمام کارمندان شعبه برای وی حکم “نوکر” را داشتند و قبل از باز شدن درب شعبه تمامی سهام را به اعضاء و آشنایان گروه امیر منصور فروختند.

این عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی ادامه داد: برهمین اساس شعبه مورد نظر اسامی این افراد را بعنوان پذیره‌نویس ثبت کرد و زمان باز شدن درب شعبه مراجعه‌کنندگان دست خالی برگشتند.

یوسفیان ملا با تأکید بر تبانی کارمندان شعبه مذکور آن بانک در فروش سهام بانک آریا، گفت:‌ در حالی که طبق قانون هر ایرانی حق خرید سهام را داشته است کارمندان بانک مورد نظر با تبانی امیر مصنور آریا در این حوزه تخطی کردند.

به اعتقاد وی، قوه قضائیه باید با تمام افراد حاضر در شعبه بانک مذکور تا رئیس شعبه برخورد کند چرا که تا به حال سابقه رشوه دسته جمعی به این صورت وجود نداشته است.

این عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی با تأکید براینکه موارد مذکور بخشی از گزارش ارائه شده توسط بانک مرکزی است، تصریح کرد: زمانی که بانک مرکزی در گزارش خود این موارد را اعلام کرده این نتیجه‌گیری را می‌توان کرد که چقدر اوضاع در سیستم نظارتی فجیع بوده است.

وی ادامه داد: اگر کسانی باشند که بعداً سهام بانک آریا را خرید و فروش کرده‌ باشند و هیچ ارتباطی هم با گروه امیر منصور آریا نداشته باشند، باید مسئولان امر کاری کنند که سهم و پول این افراد حفظ شود.

یوسفیان ملا گفت:‌ البته عده‌ای که با گروه امیر منصور آریا تبانی و پذیره‌نویسی را انحصاری کرده‌اند باید با برخورد قضایی مواجه شوند.

این عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی درباره اینکه پول آن گروه از مردم که هیچ ارتباطی با گروه امیر منصور آریا نداشته‌اند چگونه برگشت خواهد شد، بیان کرد: از انجایی که هم اکنون پرونده این تخلف در دادگاه در حال رسیدگی بوده و کیفرخواست‌های سنگینی هم برای متهمان صادر شده، ستاد مبارزه با مفاسد برای رسیدگی به موارد جانبی وارد عمل شده است.

این نماینده مجلس ادامه داد: ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی اجازه نمی‌دهد که کارگران کارخانجات و شرکت‌های امیر منصور آریا بیکار شوند وبرای حفظ حق و حقوق این افراد وارد عمل شده است.

به گزارش فارس یوسفیان ملا با بیان اینکه تیمی متشکل از استانداران و دو تن از وزاری دولت برای نظارت بر نحوه فعالیت این بنگاه های اقتصادی هم اکنون این مسئولیت را بعهده دارد، گفت:‌ سهامداران بانک آریا به راحتی می‌توانند به این ستاد مراجعه و حق و حقوق خود را مطالبه کنند.

وی ضمن تأکید براینکه حقوق سهامداران غیر مرتبط با گروه امیر منصور آریا محفوظ است، اضافه کرد: زمانی که دستگاه قضائی برای روشن شدن وضعیت اموال و کارخانجات امیر منصور آریا حکم صادر می کند قطعاً حقوق افرادی را که هیچ نقشی در این گروه نداشتند را در نظر می گیرد.

این عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی پیشنهاد داد: افرادی که سهام بانک آریا و یا کارخانجات این گروه را خریداری کرده‌اند می توانند در دادگاه قضائی حاضر شده و از حقوق خود دفاع کنند.

یکی از خرده هایی که به دکتر یوسفیان می گیرن ....

یکی از خرده هایی که به یوسفیان می گیرن اینه که چرا یوسفیان از سرمایه داران حمایت می کنه!!!!!!!!
عزیز من چرا اینطوری قضیه رو میبینی….؟
یوسفیان داره از کارآفرینان شهر حمایت می کنه که اگه همین کارآفرینان نبودن تا حالا باید جوونای بیکار زیادی تو کوچه و خیابون شهر ولو می بودن.
مثلا اگه یوسفیان از شرکت کاله حمایت میکنه در حال حاضر میتونیم این کارشو، کار بدی در نظر بگیریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!
شرکتی که بیش از ۵۰۰۰ نیروی کار مستقیم داره اونم بدون در نظر گرفتن شرکت های مجموعه سلیمانی

از دشت سر تا موتلفه آمل و مازندنومه اصلاح طلب !

رضا حاجی پور

اما عدم تعامل و ارتباط حاجی پور با اصحاب رسانه و نیز سرشاخه های اصولگرایی شهرستان ، باعث انتشار نامه ای از سوی اصولگرایان آملی در رسانه ها شد که رونوشتی از آن تقدیم زاکانی قرار گرفت و علیرغم فشار مسئولین استانی رضا حاجی پور از این لیست خط خورد.

در راستای اخلاق حرفه ای رسانه ای خود آمادگی حضور تمامی کاندیداهای محترم و یا انعکاس اخبار ستاد های تبلیغاتی ، انتشار تکذیبیه و یا جوابیه در مورد مقاله ها و یا اخبار منشر شده در وب سایت را از سوی ستادهای محترم تبلیغاتی دارد. 

“مازندرانیها” یادداشت سردبیر:روز گذشته مطلبی در سایت هراز نیوز در نقد یکی از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی از آمل منتشر شد. در این گلایه نامه سهیل کرمی از نبود مشاوران قوی در کنار آقای حاجی پور انتقاد کرده و مصاحبه وی با رسانه اصلاح طلبان مازندران را ازمصادیق  بی تدبیری رسانه ای وی برشمرده است و در آخر نیز این چنین گفته است که “مطمئن هستم که به این سوالات پاسخ نمی‌دهید چون مشاوران خوبی ندارید که از آن‌ها مشورت بگیرید و داستان نقد پذیر نبودنتان هم که مثنوی هفتاد من است.”

اما گذشته از اعتراضات چند روز اخیر اصحاب رسانه مبنی بر مصاحبه جناب حاجی پور با سایت اصلاح طلب مازندنومه ادامه رویه رپرتاژ خبری این رسانه به نفع حاجی پور هم تامل برانگیز است .


از روز گذشته مخاطبان مازندنومه در صفحه اول این سایت خبری ، تبلیغات وبلاگ جبهه متحد شهرستان آمل را میبینند که در خبری کذب رضا حاجی پور را به عنوان نماینده این جبهه در شهرستان آمل معرفی مینماید.

این خبر در حالی در این وبلاگ بی نام و نشان نقش بسته که در پی نامه اعتراضی اصولگرایان شهرستان آمل با دستور مقامات این جبهه و طی اطلاعیه ای رسمی عملا نام حاجی پور از لیست جبهه استانی متحد اصول گرایان خط خورده است .

البته منظور از بی نشان نبود متولی و صاحب این رسانه است چرا که طی ارتباط نگارنده با مسئول حزب موتلفه آمل وی از این رسانه ابراز بی اطلاعی کرده است.

سایت مازندنومه در حالی دست به این اقدام غیر اخلاقی و حمایت از کاندیدای اصولگرا زده که اساسا این سوال در ذهن همچنان باقیست که چطور یک سایت اصلاح طلب با قدمتی ۱۰ ساله حالا میدان دار جبهه اصول گرایان شده است.

رضا حاجی پور

رضا حاجی پور فعال اجتماعی روستاهای بخش دشت سر شهرستان آمل در سال های ابتدایی دهه ۸۰ است و همین فعالیت او باعث شد تا از سوی روستاییان آن منطقه برای حضور در انتخابات دوره مجلس هفتم ترغیب شود.

مبارزه سنگین وی در غیاب جمیله سالار اصلاح طلب با شکری مرزنگو و عزت الله یوسفیان اگر چه او را به مقام سومی رسانید ،  اما کسب رای ۲۰ هزاری قشر روستایی دشت سر امید را برای حضور مجددش در عرصه انتخابات مجلس زنده نگاه داشت .

دوره هشتم مجلس شاید برای حاجی پور میتوانست پایان تلخی برای وداع با این عرصه باشد ، اما انتصاب  او به بخشداری رودهن تهران و روابط نزدیک وی با استاندار پایتخت و دولتیان بار دیگر او را برای آمدن به انتخابات برای بار سوم دعوت کرد .

با شروع فعالیت های انتخاباتی و اعلام لیست جبهه متحد اصولگرایان اتفاقی بی نظیر در شهرستان آمل روی داد آنجا که عزت الله یوسفیان که هم از نظر کارکرد و هم از نظر روابط دست بالایی بین اصولگرایان داشت و نیز عنایت الله تورنگ کاندیدای نزدیک به طیف حزب اللهی ها و اصولگراها و دارای مواضع شفاف اصولگرایی جایی در لیست انتخاباتی اصول گرایان نداشتند و این حاجی پور بود که یک تنه نام خود را در این لیست گنجانید .

طبق اخبار موثق “مازندرانیها” حاجی پور از سوی یکی از نمایندگان شرق استان که ارتباط وسیعی با جبهه های رهپویان و ایثارگران تهران نیز دارد به این لیست معرفی شد و با توجه به عملکرد قابل قبولش در بخشداری رودهن مورد قبول مدیریت استان نیز قرار گرفت .

اما عدم تعامل و ارتباط حاجی پور با اصحاب رسانه و نیز سرشاخه های اصولگرایی شهرستان و نیز شایعاتی مبنی بر عدم شفاف سازی هزینه های تبلیغاتی وی از سوی برخی رسانه ها باعث انتشار نامه ای از سوی اصولگرایان آملی در رسانه ها شد که رونوشتی از آن تقدیم زاکانی قرار گرفت و علیرغم فشار مسئولین استانی رضا حاجی پور از این لیست خط خورد.

بسیاری عدم موفقیت دو باره حاجی پور را نداشتن مواضع شفاف در برابر جریان انحرافی ، نداشتن موضع مستقل سیاسی ، تعامل نداشتن با رسانه ها و عدم برنامه مدون و یا جامع برای نمایندگی مجلس میدانند و در کل او را محافظه کار می دانند اما ، حاجی پور یک تنه در برابر انتقادات ایستاده و بنابر گفته هایش بر این عقیده است که : ((….اگر حمایت های آن آقا را در دوره پیش داشتم صد هزار رای می آوردم .    مصاحبه با ۶بهمن))

حاجی پور کمتر نظر دلسوزان را میپذیرد و برعکس مصاحبه اش با مازندنومه اعتقادی به مشاوران ندارد. حال باید دید مردم آمل سه گانه رضا حاجی پور را می پسندد یا نه ؟!

البته برخلاف شهرنشینان آملی و روستانشینان بخش لیتکوه و لاریجان و … حاجی پور همچنان طرفداران پرو پا قرصی نیز دارد . از روستاییان دشت سر تا مسئولان حزب موتلفه آمل .

اگر چه این روزها ستاد حاجی پور بسیار شلوغ است و پر آمد و شد اما تاریخ انتخاباتی آمل نشان می دهد که مردمان آمل به این راحتی رای خود را به محافظه کاران نمی دهند.


هفتم اسفند ۱۳۷۱ روزی محزون برای آملی ها

آموزگار جاوید / درگذشت آیت اللّه میرزا هاشم آملی رحمه الله

پدید آورنده : فاطمه محمدی ، صفحه ۵۷

تولد

به سال ۱۲۷۸ ش، در دامنه زیبا و پر طراوت کوه های سر به فلک کشیده «البرز» و یکی از روستاهای لاریجان در هفتاد کیلومتریِ شهر آمل، در خانه ساده مرحوم میزا محمد، کودکی به دنیا آمد که نامش را هاشم گذاشتند. مادرش شب تولد وی، در خواب دیده بود که ستاره ای از آسمان فرود آمد و او آن را در آغوش کشیده، در میان پارچه ای قرار داده بود. با تولد این ستاره دیدگان همه روشن شد و سیمای این کودک نورسیده، از آینده ای درخشان و چهره ای تاب ناک نوید می داد.

***ادامه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید***

منبع : هراز نیوز


ادامه نوشته